خرید بک لینک

«صدایت طعم روشنای کبریت نیم سوختهای را میدهد که تا آخرین دم تاریکیِ رو به صبح، دور خودش تابیده و تنیده و مچاله شده تا امید سرپا بماند.»

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 14:52

در جریان احوالات خود فعالین تاتر نیستم، اما ما کمابیش پیگیران عرصهی تاتر هرسال نزدیک به برگزاری جشنوارهی تاتر فجر، تفریح خفنی داریم تحت عنوان رونمایی از پوستر که در حد اعلام برندگان جوایز اسکار هیجانانگیزه. سوای این که دقیقا یک ساعته دارم به چرایی و چیستی نمادهای بکار برده شده در طرح و ربطش به تئاتر میخندم اما دوست دارم بدونم چقد بودجه هزینهی این کوفتی شده، برداشتی با پِینت کشیدی آخه لاکردار؟ :))))ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 23:40

کنسرت دو سه ماه پیش بند مورد علاقهام رو از یوتیوب پلی کردم و وقتی رسید به: I know you don't understand the vices that follow a man, از ته دلم دوست داشتم باور کنم معشوقهی طرف آدم فضاییه و اون man آدمیزاد منظورشه. بهرحال.

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 23:40

حسین پاکدل توی نمایشنامهی سمفونی دردش یه دیالوگ داره تو مایههای این که: کسی که دنبال روشناییه اول از همه باید خودش بسوزه.

درست یک هفته است توی ذهنم هی تکرار میشه.

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 16:27

....And bury me beside you, I have no hope in solitud

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 16:27

پیگیر اخبار وطنی باشید یا نه حتما تا الان شنیدهاید که بامداد امروز قاتل آن دخترک افغانستانی، ستایش، در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد. به مدد عادت کثافتی که از دوران دانشجویی هنوز رویم مانده صبح را بجای صبحانهی درست و درمان با اخبار شروع کردم. پیشتر بنویسم، راستش را بخواهید حتی اگر رخداد تجاوز مربوط به مادر، خواهر، پسر، دختر خودم هم باشد به هرطریق با اعدام متجاوز -علیالخصوص که مانند این در سنین کم هم مرتکب شده باشد- مخالفم اما یک لحظه به ذهنم آمد (با خودمان صادق باشیم، این اتفاق نه اولی بود و نه آخرینش) اگر روزی بر فرض محال دری به تختهای خورد و فرد متجاوز بخشوده و با رواندرمانیهای پیگیر اصلاح شد بعدترها از کابوس آنچه کرده و آنچه بوده روانیتر نمیشود، دست به خودکشی بزند؟ تا این که بصورت اتفاقی مصاحبهی روزنامهی شرق را با امیرحسین جعفرپور خواندم. شهرزاد همتی سوال پرت، بیمورد و درپیت زیاد پرسیده اما میتوانم برای تک تک جملات و افعال ماضی که پسرک برای خودش بکار برده گریه کنم. خواستم برخلاف حال و حوصلهی این روزهایم کمی رودهدرازی کنم و در مزمت حکم اعدام و پاک کردن صورت مسئله چیزهایی تکراری بنویسم اما این گزارش کذایی به تنهایی خودش میتواند دلیل پشت دلیل برای اشتباه بودن حکم اعدام باشد. لینک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 16:27

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 16:27

دریافت متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:57

بعد از یک سال، ترکِ ترک کردم و یک نخ رو با لذت کشیدم. احوالاتم؟ بوی تنم به شراب میزند.

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 11:34

پیش از هرچیز دیگری ما آدمها، گورکنهای بیل به دست زاده شدهای هستیم که با هرقدم در زندگی - رو به جلو یا عقب، چه فرقی میکند؟- با هرانتخاب غلط یا درست -چه فرقی میکند؟- داریم بیشتر از گذشته قبر خودمان را دو دستی عمیقتر میکنیم.

+ لقب مضحکترین خبر امروز هم بماند برای خبر پیوستنم به تیم نمایشنامهخوانی برای مراسم اوپنینگ(!) نشر مشکی.تاریخ دقیقتر را اعلام میکنم بیاید از نزدیک به ابعاد ماجرا بخندید.

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 17:39

برای عزیز سفر کردهای داشتم شعر میخوندم که بدرقهی راهش باشه و شاید کمی از عذاب وجدان دم آخر ندیدنش کاسته بشه. بعدش بد ندیدم اینجا هم به رسم پست صوتی گذاشتنهاتون به اشتراک بذارمش. میون شعرها مزخرفات دیگری هم از زبونم درمیاد که خطابش به عزیز سفر کرده است به خودتون نگیرید. خستگیِ بیش از حد صدا رو هم بزنید به حساب چندهفته نخوابیدن و گریه و درد جسمی روحی :) دریافت متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 15:22

یقین دارم که صداها❤ هرگز نمیمیرند. نهم مهرماه، سالروز تولد احمدآقالو بود. مردی که صدایش همیشه یک جایی از پسِ ذهنم شنیده میشود و میدانم که به چشم ندیدن درخشیدنش روی صحنهی تاتر برایم تا ابد به شکل یک حسرت میماند. روحش در آرامش.

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 15:22

وقتی مهرداد گوشهی خیابان، نزدیک متروی تربیت مدرس پیادهام کرد، یک بازی تمام باخته را دقیقهی نود به بُرد رسانده بودم. به سلامتی موفقیتم، عجله را گذاشتم کناری برای شام شیطان؛ سر صبر پنج نوبت از پلههای برقی متواتر -که عمقش صد رحمت داشت به متروی تجریش- رقصکنان پایین رفتم و درست در همکف با دیدن ایستگاه نیمه خاموش فهمیدم خط هفت مترو را پیش از ساعت شش شب تخته میکنند. به سلامتی موفقیتم، گفتم گور بابای آوارگی که بخاطرش امشب حرص بخورم، عین مستها، دستافشان، همان مسیر را دور زدم و بالا آمدم. از یقین به سخت (بخوانید سگ) جانی خود خندیدم و بعد همان لحظه رو کردم به پیرمردی که صدای خندهام را شنیده بود و جلوی در نیمه باز مترو داشت مزه مزه سیگارش را دود میکرد بلند گفتم: خب بعدش که چی؟ +هوم...سوئیت هوم...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 15:22

بچهدار شدن نقطهی عطف زندگی هر آدمیزادیه و متولد شدن هرکودکی درست نقطهی آغاز سقوطش.


برچسب: زندانیانِ,زندانبان, نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 15:22

ما نه اشرف که عاجز مخلوقاتیم وقتی حتی نمیتوانیم آدمهایی که دوستشان داریم را نزدیک خودمان نگه داریم.

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 15:22

صفحه بندی